بالا گرفته کار زيارت نرفته ها...

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

مثلا دلم ميخواست پست بگذارم و با يک دعواي درست حسابي بگويم تو را به خدا رهايمان کنيد.همين شماهايي که غرق در لذت پياده روي تند تند عکس هايش را منتشر ميکنيد و هي دل امثال من را بيشتر ميسوزانيد. دلم ميخواست فرياد بزنم که : ما جرم کرديم درست! همين جاماندن بس نيست؟ خون دل چرا ميدهيد؟ چرا نميگذاريد افسوس ها و حسرت هايمان را دل نگه داريم؟
يا بگويم تو را به خدا لذت هايتان را توي گالري گوشيهايتان نگه داريد... انقدر نخواهيد بسوزانيد...ما...همين مايي که اينجا مانده ايم، ماندنمان براي مچاله شدن دل بس است...
ميخواستم بنويسم اما ديدم سوختن براي حسين(ع) هم خودش عالمي دارد...عالمي که فقط  به اصطلاح جا مانده ها ميفهمندش...عالمي که فقط اشک ها و بغض هاي دم به دقيقه و با هر نشاني جاري شدن را فقط همين ما #زيارت_نرفته_ها ميدانيم و بس...
بگذاريد...بسوزانيد...
خوشا سوختن براي حسين(ع)...


 



  • مطالب مرتبط
  • کارش به طغيان ميکشد رودي که يک سد، راه وصالش را به دريا بسته باش
  • نویسنده : بازدید : 17 تاريخ : چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 10:55